روند کار اول این بود که مثلا سال ها پیش در شبکه اجتماعی «یاهو 360» و بعدها در فیسبوک، خانمها شارژ تلفن همراه را میگرفتند و کار تمام بود.
اما بعدها کسانی که اکثراً پسر بودند، عکسهای صفحههای خانمها را «سیو» میکردند و بعد صفحههای جعلی درست میکردند و کمکم بازار تقلب داغ شد.
به این معنا که کلاهبردار شارژ تلفن همراه را میگرفت و دیگر هیچ خبری از او نمیشد. البته باید بگویم هنوز هم تعدادی هستند که به این شکل کار میکنند اما تعدادشان
کم شده است.
یکی از کارگران جنسی که در فیسبوک به دنبال مشتری میگردد و شرایط خود را در یک پست فیسبوکی منتشر کرده است
نحوه کار خانمها هم انواع و اقسام مختلف دارد. مثلا برخی هستند که به «پارتیرو» معروفاند و در پارتیهای بزرگ دنبال مشتری میگردند. عدهای به «شبخواب» معروف هستند که قیمتشان از معمولیها بیشتر است و تمام شب را میمانند.
قبلا میشد به بسیاری از این نوع صفحههای فیسبوک و یاهو 360 اعتماد کرد اما حالا دیگر قابل اعتماد نیستند چرا که مراجعهکننده زیاد شده و دیگر نمیتوان به راحتی مشتری را شناخت. همینطور دیگر نمیتوانی مطمئن باشی کسی که شارژ را برایش میفرستی واقعا از این خانمها باشد.
این نوع صفحهها در فیسبوک که میگویند من **ده ام و شماره بدهید تا زنگ بزنم دیگر قابل اعتماد نیست. اساسا رسیدن به هدف از طریق شبکههای اجتماعی کار بسیار سختی است.
به همین خاطر است که هم خانمها و هم مشتریها دوباره به شیوههای سنتی روی آورده اند و حتی "خیابون ایستادن هم دیگه زیاد دیگه توی بورس نیست".
یعنی شماره تلفنهای این خانمها بین حلقۀ دوستان این دست و آن دست میگردد و به این ترتیب مشتری جمع میشود.
از طرف دیگر شمارههای پر زنگ که درآمد زیادی دارد نیز بین خانمها دست به دست میشود.
در واقع، مدت مدیدی است که دوباره سیستم تلفنی خیلی طرفدار دارد. مثل قدیمها... مثلا من یک **ده را میشناسم و می **م (با او رابطه دارم) و میبینم خوب است و شماره را به دیگری میدهم. مثلا یک خانمی هست که یک بار با یک دندانپزشک خوابید و بعد بین تعدادی دندانپزشک «دست به دست شد»... جالب است که چند وقت پیش فیلمی دیدم که موضوع آن دقیقا همین بود و کلی تعجب کردم.
مردان زیادی نیز هستند که با انتشار شماره تلفن های خود، از کارگران جنسی میخواهند تا با آنها تماس بگیرند
قیمت ها هم نسبت به چند وقت پیش بسیار تفاوت کرده. مثلا نرخی که سال 90 حدود 50 هزار تومان بود الان دیگر پیدا نمیشود. حالا "معمولیها" از صدهزار تومان کمتر نمیگیرند. با دویستهزار تومان میتوان «یک حال خوب کرد» و قیمت «شبخوابها» حدود 250 تا 300 هزار تومان است.
500 هزار تومانیها هم «با کلاسها» هستند که با «مایهدارهای بالای شهر میروند.»
خانمهایی که برای خارجیها، فوتبالیستها و این دست مشتریها برده میشوند، از یک میلیون تومان به بالا هستند.
با این که میزان درآمد این خانمها بسیار متفاوت است اما معمولا درآمد بدی ندارند. خیلیها بعد از چند سال کار توانستهاند ماشین یا حتی ماشینهای مدل بالا بخرند. درآمد خانمی که خوب کار کند چیزی حدود پنج میلیون تومان هم میشود.
عکسی که یکی از کارگران جنسی از خود، در یک صفحه فیسبوکی منتشر کرده است
نحوه تبدیل شارژهای تلفن موبایل به پول هم به این شکل است که خانمها شارژها را نگاه میدارند و مثلا وقتی یک میلیون تومان شد به مغازههای خدمات و خرید و فروش موبایل میفروشند.
این بخش از کار هم شبکه خاص خود را دارد. مغازههایی که این شارژها را میخرند مغازههای خاصی هستند و خانمها غالبا به صاحبان این مغازهها هم «یه حالی میدهند». خانمها این شارژها را به فروشندههای ثابت میفروشند و مغازهها هم معمولاً از خانمهای ثابت این شارژها را میخرند.
آنهایی که به کشورهای خارجی مثل قطر و امارات میروند شبکههای بسیار مخوفی دارند که داستان آنها اساسا و به طور کامل متفاوت است.
من خودم شرکتی در خیابان میرداماد میشناسم که در کنار کار واردات لپتاپ، در کار صادرات خانم به قطر هم هست.
این صفحات گاهی با انتشار عکس هایی مدعی میشوند، کاربران میتوانند با شرایطی که اعلام میشود با فرد مورد نظر روابط جنسی داشته باشند
البته به این معنا نیست که همه این خانم ها زندگی رویایی دارند، بسیاری از آنها شوهر، برادر، پدر و یا مادر معتاد دارند و خرج اعتیاد میدهند.
برخی هم هستند که **ده شدهاند تا از **ده شدن خواهران خود جلوگیری کنند. اما کسانی که مثل داستانهای «فیلم فارسی» اینکاره شدهاند زیاد نیستند.
میشود گفت شکل و موقعیت این خانم ها طی سالهای اخیر عوض شده است. خانمهایی داریم که لیسانس و فوق لیسانس دارند اما به این کار مشغولند. حتی برای بسیاری از خانمها "این کارها" شغل دوم به حساب میآید. یعنی کار اصلی آنها چیز دیگری است اما برای افزایش درآمد، این کار را هم نیمه وقت انجام میدهند...