Saturday, August 2, 2008

شب های هيجان انگيز بانکوک




شب های هیجان انگیز بانکوک


سیاحان می توانند برای تمام مدت اقامت خود در بانکوک راهنمای زیبایی استخدام کنند .


اگر فرصت زیادی برای اقامت در بانکوک ندارید لااقل سری به حمام های ماساژ بزنید


....بانکوک یکی از شب زنده دارترین شهرهای جهان می باشد .با غروب آفتاب که خیلی هم زود فرا می رسد شهر جدیدی با رستوران ها و کلوپ های شبانه متعدد و بارهائی که دختران میهمان دار زیبا از میزی به میز دیگر می روند ،بیدار می شود .در هیچ شهری به اندازه بانکوک مردم نمی رقصند .
بانکوک در شب زنده داری شهرت بین المللی دارد و مردان خوشگذران و شب زنده دار دنیا به خوبی با زیبایی های شیانه آن آشنایی دارند .ازطرف دیگر بانکوک شهر عشق و موسیقی است .
هرسال گروه های متعدد موزیک پاپ و جاز از نقاط مختلف دنیا رهسپار این شهر شلوغ و شب زنده دار می شوند و اکثر آنها برای مدتی طولانی در این شهر ماندگار می شوند و با سازهای خود موجبات نشاط و خوشی مردم این شهر را فراهم می کنند .
زندگی شبانه مردم این شهر در واقع از ساعت 9 یا 10 شب به بعد آغاز می شود و اغلب بارها و رستوران ها تا 2صبح و حتی بیشتر باز هستند و میهمانان جدیدی می پذیرند .رستوران ها عموما تا ساعت ده و نیم غذای کامل سرو می کنند ولی بارها و اغذیه فروشی های کوچک فراوان در نقاط مختلف شهر وجود دارد که در تمام طول شب باز هستند و غذا دارند .بانکوک آبجوهای خیلی خوبی دارد ،بطوری که از لحاظ کیفیت با بهترین آبجوهای آمریکایی قابل مقایسه است ولی به نسبت گران هستند بطوری که هر بطر آن در بارها در حدود هفت تومان ودر کلوب های شبانه کمی گرانتر به فروش میرسد .
در کلوپ های شبانه و رستوران ها و بارهای بانکوک نوعی نشاط و شادمانی موج می زند .همین هیجان است که مردان تنها را مجذوب می کند و بسوی خود می کشد .در بانکوک هرنوع خوراک خارجی به قیمت های متناسب و خوب یافت می شود .غذاهای محلی تایلندی ها نیز بسیار مغذی و تند می باشد و همانطور گرم سرو می شود و تا حدی شبیه غذاهای چینی و هندی است .
اروپائیانی که عاشق غذای چینی هستند ودر کشورهای خود مرتب به رستوران های چینی می روند در اینجا می توانند خود را کاملا ارضا نمایند .
ماهی پخته و خرچنگ های دریاهای تایلند واقعا لذیذ است و گوشت خوک تایلند نیز از جمله بهترین گوشت های دنیا می باشد .در نتیجه خارجیانی که به این کشور می آیند از لحاظ غذا در مضیقه نخواهند بود و خیلی راحت آنچه را که می خواهند بدست می آورند .
اگر میخواهید از شهر بانکوک دیدن نمایید به نصیحت ما گوش کنید و از گردش های دست جمعی بپرهیزید .پس از آنکه از هواپیما پیاده شدید ،؛از گمرک که عبور کردید در سالن فرودگاه ناگهان یک عده ای راهنمای متملق گردتان حلقه میزنند ودر آن واحد پیشنهاد هتل و جا و ملاقات های جالب و بی نظیر به سویتان سرازیر می شود و مرتب جمله " بانکوک شهر دل انگیز و زیباست " را می شنوید .در روز هم مثل شب ها راهنماها که اغلب جوان هستند برای توصیف شهرشان از این جمله فریبنده استفاده می کنند .از ما به شما نصیحت که زیاد نسبت به این جماعت بدبین نباشید زیرا ممکن است بعدا پشیمان شوید . زیرا در ازای مبلغی در حدود 45 تا 140 تومان در روز می توانید یک راهنما و همراه خیلی خوب انتخاب کنید .بعضی از این راهنمایان واقعا در کار خود مهارت دارند و چون چراغی پرنور جاده بازدید از نقاط دیدنی را برای شخص خارجی که با دلی لرزان و پر امید به هر گوشه ای قدم می نهد ،روشن می کنند .آنها با صمیمیت خود بانکوک را در نظر شخص مسافر چون بهشت جلوه میدهند .حتی بعضی اوقات راهنمایان با مشتریان خود آنقدر صمیمی می شوند که پس از مدتی از دوستان واقعی یکدیگر بشمار می روند .
اغلب این راهنمایان اتومبیل دارند و خیلی راحت شما را از خیابانهای شلوغ و پرجمیعت بانکوک عبور میدهند .لازم است بدانید کوچکترین حرکات شما را زیر نظر می گیرند و سعی می کنند با صمیمیت هرچه میل می کنید برایتان آماده سازند .به کمک آنها شما می توانید با خیال راحت بدون آنکه از طرف جیب برها خطری متوجه تان باشد به گردش در بانکوک بپردازید واز زیبایی های این شهر دیدن نمایید .
زیرا در تنهایی برای مجذوب کردن دختر تایلندی مدتی زحمت می کشید ولی هنگامی که توجه او را جلب کردید در کمال تاسف در می یابیید که طرف مرد است نه زن ،در حالیکه اگر راهنمایی باخود داشته باشید او شما را از این اشتباهات برحذر میدارد .
پس از آنکه ساعت شش صبح از خواب بیدار شدید و تمام آثار تاریخی از جمله معابد بودائی و کلیساها ( زیرا نباید فراموش کرد بانکوک یکی از شهرهای تاریخی جهان می باشد ) را زیر پا گذاشتید و از مسابقات بوکس که شهرت جهانی دارد و همینطور از جازهای بزرگ محلی این شهر دیدن نمودید میل دارید کمی با زنان تایلندی آشنا بشوید .باید بگوییم در این مورد هیچگونه مشکلی وجود ندارد .مخصوصا اگر چند روزی در بانکوک اقامت کنید خیلی راحت می توانید از نزدیک با آنها آشنا شوید .
تماس گرفتن با آنها در ساعات اول شروع کار بارهایی که در اغلب خیابان های بانکوک وجود دارد ،خیلی راحت و امکان پذیر است .
در این بارها شما با زنان خندان تایلندی که در انتظارتان هستند برخورد می کنید .در اینجا دیگر لازم نیست طرف را مجذوب خود نمائید .بلکه در اینجا باید سعی کنید خودمانی باشید و هیچگونه ابهامی بوجود نیاورید .
خیلی راحت ،بدون هیچ گونه مقدمه چینی ناگهان می بینید که یک دختر هیجده ساله تایلندی حاضر است در طول مدت اقامتتان خود را در اختیار شما بگذارد ودر ازای 700 تا 1400 تومان در هفته زندگی عادی شما را پر از خاطرات فراموش نشدنی نماید .
هیچ گونه تذکری لازم نیست به آنها بدهید . زیرا این دختران خیلی خوب تربیت شده اند ودر کارشان وارد هستند . آنها چون یک شیفته واقعی نقش عاشق بیقرار را در برابر شما بازی می کنند و به ارضای کوچکترین تمایلات شما تن در میدهند .
بر حسب اتفاق اگر سفرتان خیلی فوری است ودر فرصتی کوتاه همه چیز از جمله زنان تایلندی را از نزدیک ببینید امکانات دیگری برای آشنایی با آنها وجود دارد که حمام های مخصوص و خانه های ماساژ در درجه اول قرار دارد .کلیه رانندگان تاکسی و پسران خیابانی و حتی پسربچه ها این خانه ها را می شناسند و به آنجاها رفت و آمد دارند .در میان آنها ما خانه « سگورا » و « نیو بانکوک ماساژ » را به شما توصیه می کنیم .
پس از ورود به این خانه ها که اغلب از لحاظ ساختمانی شبیه هم هستند با اطاق شیشه ای مواجه می شوید که درون آن حدود 30 دختر با لباس کار که عبارت از پیراهن بدن نمای کوتاهی است ،نشسته اند .هرکدام از این دخترها به کاری مشغولند ،عده ای بافتنی می کنند بعضی به تلویزیون مینگرند و بعضی دیگر کتاب میخوانند .
در اینجا دیگر مشکلی وجود ندارد بهتر است هرگونه عذر و بدبینی را کنار بگذارید و خوب به آنها بنگرید و یکی را انتخاب نمایید .وقتی انتخاب خود را کردید شماره آن را به مسئولین می گویید .پس از چند لحظه دختر مزبور حاضر می شود و شما را به کابین شخصی راهنمایی می نماید ...
...او یک ساعت تمام کاملا در اختیار شماست و در ازای آن باید 35 تومان بپردازید که الته فقط 4/5 تومان آن به خود دخترک میرسد .پس از یک ساعت مقرر به پایان رسید شما می توانید یکی از سه راه زیر را انتخاب نمایید ،یا احساس می کنید کاملا سر حال آمده اید ،در اینصورت پس از پرداخت پول خارج می شوید یا برای تشکر از دخترک معادل همان مقدار را به خود او می پردازید.درست مثل بازی کازینو یا آنکه دوبرابر قیمت رابه صندوق می پردازید و دختر دیگری را انتخاب می نمایید ...
در ضمن نباید فراموش کرد که شب های بانکوک نیز امکانات خوشگذرانی فراوان در اختیارتان می گذارد . در بانکوک یک مرکز خاص شبانه وجود ندارد ،بلکه بارها و کلوب های شبانه فراوانی در شهر وجود دارد ولی بهتر است شما از قسمت اصلی آن یعنی « شاینشاتاکلوب » و « هانی کلوب » و رستوران پاریس که درست مقابل « پاتونک رود » گه بزرگترین مرکز بار های با مهماندار سالن های ماساژو راهنمایان و همراهان خوش برخورد می باشد ،گردش شبانه خود را آغاز نمایید .
در کافه پاریس حماقت نکنید و گوشه بار به تماشای زوج هایی که همراه آهنگ شاد و آرام ارکستر مورن به یکدیگر می پیچند و می رقصند ،ننشینید .بلکه از مدیر هتل بخواهید که شما را به سالن مهمانداران که در انتهای رستوران قرار دارد ،راهنمایی کند .
درآغاز برنامه شبانه تعداد این دختران مهماندار به صد نفر می رسد ولی ساعتی بعد کمتر از نصف آن هم باقی نمی ماند .اصولا مدیران هتل از این بابت هیچگونه نگرانی ندارند زیرا سالن هیچوقت خالی نیست و مرتب پر و خالی می شود و مشتریان جدیدی وارد هتل می گردند از من به شما نصیحت هنگامی که وارد سالن مهمانداران می شوید ،سعی کنید تحت تاثیر لبخندها و نگاهها و بوسه هایی که برایتان می فرستند قرار نگیرید وبا دقت فراوان در آرامش کامل دختری را انتخاب کنید .این دختر برای یک ساعت نقش نامزد شما را بازی خواهد کرد ،همراه شما سر میزتان می آید و خیلی صمیمانه کنارتان می نشیند ودر حالیکه سرش را بر شانه شما تکیه داده است مشروب می نوشد که البته به حساب شما نخواهد بود برای این یک ساعت 55 تومان می پردازید اوکاری به شما ندارد و مجبورتان نمی کند مشروب بنوشید زیرا هنوز عادات بد اروپایی در اینجا رواج نیافته است ،بلکه فقط سعی می کند به شما خوش بگذرد .
اگر شما از رقص خوشتان بیاید فوری با شما همداستان می شود و با کمال میل دعوت شما را قبول می کند و تسلیم میل شما می شود .حتی اگر بفکرتان برسد که شب را با او بگذرانید کافی است پس از اتمام کار هتل در بیرون منتظرش شوید .بدین ترتیب در ازای مبلغی در حدود 70 ال 300 تومان می توانید شبی را در کنار یک زیبا روی تایلندی به صبح برسانید .
با وجود این تا حدی جای شکرش باقی است که نفع پرستی هنوز تمام کشور را فرا نگرفته است و کمی که از بانکوک دور بشویم می بینیم که مردم زندگی عادی دارند .
در بانکوک مادران تایلندی بدئن هیچ گونه ناراحتی دختر شانزده ساله خود را در ازای هدیه کوچکی در اختیار شما قرار میدهند تا در طول اقامتتان در این شهر ناشناس همراه و راهنمای شما باشد و با مهربانی تمام درخواست ها و امیال شما را برآورد سازد .
جذابیت و کشش تایلند « کشور لبخندها » در اینست که در آنجا کلمه مهمان نوازی فقط یک کلمه ساده نیست بلکه ...

پایان

مجله « این هفته » / شماره36 / مهرماه 1350

چرا تختی خودکشی کرد (قسمت آخر )


چرا تختی خودکشی کرد (قسمت آخر)



یادداشت های تختی

گویا تختی از یکی از خدمت گذاران هتل ،خودکار و چند ورق کاغذ خواسته وبعد پیش از خودکشی مطالبی روی آنها نوشته است ...در این یادداشت ها جملاتی به چشم خورده که منجمله : « خدای من ،پسرم بابک رابتو می سپارم ،ودر جای دیگری نوشته است :« چقدر خودکشی سخت است ، دستم می لرزد ،نمی دانم فردا زیر خاک هستم یا نه ، از کسانیکه از من دل آزرده هستند ،،،پوزش می طلبم ...از قول من از مادر عزیزم خداحافظی کنید »
در کنار تخته او جعبه ای محتوی 20 دانه قرص آسپیرین بوده و همچنین پاکتی که سه قرص قرمز رنگ در آن دیده می شد . درجیب کت تختی 400 تومان اسکناس ،چهار فشنگ خفیف شکاری ، سوئیچ اتومبیلش که بنز 180 متمایل به سبز رنگ بوده ونیز یک عکس یادگاری چند نفری ،درحالیکه پیراهن کشتی بتن دارد همراه با گواهینامه رانندگی اش در جیب هایش بود .

مهریه زنم را بدهید

به قراری که شایع است مهریه همسر تختی 100/000 تومان بوده ودر نامه ای که تختی خطاب به دادستان تهران نوشته است ،این جمله به چشم میخورد :
« دادستان محترم تهران ،در این جریان هیچکس دخالتی ندارد و من شخصا اقدام به این کار کردم ،مهریه زنم را به او بدهید وبیشتر از آن راضی نیستم »

تشیع جنازه

حدود ساعت دو و سه ربع بعدازظهر جنازه مرحوم تختی با شرکت چندین هزار نفر تشیع شد .هزاران نفر مردمی که در طی دو سه ساعت باخبر شده بودند و جلو پزشکی قانونی اجتماع کرده بودند ،با چشم های گریان ،قهرمان بزرگ از دست رفته شان را بدرقه کردند .جنازه را در ابن بابویه دفن نمودند ،و هنگامیکه سیل جمیعت گورستان زا ترک می کرد ، گروهی زیر لب می گفتند :
- مادرش چه خواهد کرد ؟ مادر تختی ...

بیوگرافی تختی

وقتی که در سال 1309 ، در محله خانی آباد تهران ، غلامرضا تختی چشم به جهان گشود کسی نمی توانست پیش بینی کند که او بزودی بصورت محبوب ترین قهرمان جهان در خواهد آمد .
تختی کوچک در هشت سالگی برای تحصیل به مدرسه منوچهری رفت .اورا همه دوست می داشتند .وبا وجود کمی سن بخاطر « صفای باطنی اش » انگشت نما بود .او ناچار به علل خانوادگی ناچار شد دوره دبیرستان را نیمه تمام بگذارد ،زیرا می بایستی خانواده شش نفری شان را کمک کند .
بزودی او شغلی یافت و شرکت نفت او را به استخدام خود در آورد وبه مسجد سلیمان اعزام شد . او عاشق ورزش بود ،عاشق ورزش به معنای واقعی با صفای معنویش ...در مسجد سلیمان وسائل کافی وجود نداشت که تختی بتواند آتش اشتیاق خود را به ورزش قرو نشاند .
در سال 1329 از مسجد سلیمان به تهران باز گشت ،جوان نوزده ساله ای که میخواست یک ورزشکار واقعی باشد .تختی خواسته خود را در باشگاه فولاد یافت ودر آنجا به تمرین کشتی باستانی پرداخت .
فیلی و حبیب اله بلور مربیان ارزنده کشتی ،استعداد چشم گیرجوان نوزده ساله را تشخیص دادند و بزودی او زیر نظر مربیان فوق الذکر با فنون کشتی آزاد آشنا شد .
تختی خیلی زود شهرت یافت .او برای اولین بار همراه تیم ایران برای مسابقع به ... رفت .او هنوز کم تجربه بود ،تختی جوان در حالی که تصور نمی رفت در جدول مسابقه باقی بماند در این سفر که به سال 1331 انجام یافت مقام دوم قهرمان جهان را با خود به ایران آورد .
در المپیاد 1952 فنلاند ،تختی در دومین مسابقه جهانی ظاهر شد و مجددا توانست مقام دومی خود را تثبیت کند .
واز مسابقات جهانی ترکیه ،چهره واقعی تختی شناسانده شد . او در این مسابقات مدال طلا را از آن خود ساخت .در المپیک ملبورن در سال 1956 دلاوری تختی فزونی یافت .او توانست در این المپیاد طلا بگیرد .دیگر کسی را در برابر او تاب مقاومت نبود .قهرمان معروف حریفان خود را یک به یک زمین می زد .در مسابقات آسیایی 1958 مجددا مدال طلا هدیه شایسته ای برای تختی قهرمان محبوب بود .در سال 1959 مسابقات کشتی آزاد در تهران انجام شد .او در این مسابقات نمونه بارزی از یک پهلوان « ایرانی » بود .پهلوانی که گویا از افسانه ها در آمده و صورت حقیقت به خود گرفته است . تختی با کشتی های مهم خود در تهران یک نکته را ثابت کرد و آن اینکه او نامدار ترین ورزشکار تاریخ ورزش ایران خواهد بود .
ایران ،پیروزی تختی را به شادمانی جشن گرفت .او توانسته بود مجددا مدال طلا بگیرد و حریقان خود را بدون استثناء ضربه فنی کند .حالا او بیش از ده سال بخاطر کشتی ایران و نام ایران جنگیده بود .او بر اثر کسالتی ناگهانی مدتی تشک را بوسید و کنار گذاشت .در سال 1960 که می بایستی تیم ایران در المپیک رم شرکت کند ،جای خالی او احساس می شد ،مردم فریاد می زدند : ای زاده رستم جای تو خالی است ...
واو بخاطر مردم ،بخاطر آنهایی که باصفا دوستش می داشتند ،بدون آنکه تمرین داشته باشد همراه تیم ایران به المپیک رم رفت .خودش می گفت :« من فقط برای تقویت تیم ایران می روم وگرنه من خسته هستم و تمرین ندارم و نمی توانم طلا بیاورم ».
بر خلاف انتظار همه ،پهلوان معروف با وجود دوری از تشک ،؛مدال نقره گرفت !. مدال نقره المپیک را که قهرمانان حاضرند جان خود را بخاطر آن بدهند .
تحتی باز گشت !تمرین او دوباره آغاز گردید .در مسابقات جهانی 1961 که در ژاپن انجام می شد .وجود تختی باعث گردید که تیم ما برای اولین بار مقام اول جهانی را بدست آورد و تختی ..باز هم طلا گرفته بود . در مسابقات کشتی جهانی آمریکا او شایستگی مدال طلا را داشت ولی بخاطر 500 گرم اختلاف وزن با قهرمان روسی مدال نقره گرفت . تختی تنها قهرمان دنیا بود که چهار بار در المپیک های مختلف بطور پیاپی شزکت جست و همیشه با دست پر بازگشت .اودر طول زندگی ورزشی خود فقط یکبار با ضرب فنی شکست خورد .پالم سوئدی او را با ضربه فنی شکست داد ولی تختی آن زمان در وزن هشتم شرکت کرده بود .سال بعد از این شکست تختی پشت پالم را با انتقام بخاک رسانید .شوروی برای مقابله با تختی هشت قهرمان مختلف عرضه کرد .مدوید ،گورویچ ،آلبول ،کولایف و...و همیشه پیروزی با قهرمان ایرانی بود .

عروسی تختی

شب عروسی تختی برف آمد .با آینکه هوا سخت سرد بود ،جمیعت زیادی برای تماشای « جهان پهلوان » و نو عروسش در زیر برف تندی که می بارید ، انتظار می کشیدند .سالها بود که مردم منتظر داماد شدن تختی بودند. چه بسیار دخترانی که آرزوی همسری « جهان پهلوان » را در سر می پروراندند و مردم چه صمیمانه منتظر بودند ،منتظر ازدواج تختی ...
وبلاخره ،این انتظار بسر آمد ،تختی در یک مجلس عروسی که در هتل ونک برپا شده بود با دختری بنام « شهلا » آشنا شد .در همین دیدار بود که تختی « شهلا » را پسندید ، از او خوشش آمد ،و تصمیم به ازدواج گرفت . همه چیز برق آسا و بسرعت انجام گرفت .خانواده شهلا بلافاصله موافقت خود را اعلام داشتند و دیگر نامزد تختی معلوم و مشخص شد .
دوران کوتاه و شیرین نامزدی تختی و شهلا ،خیلی زود سپری شد . مراسم عروسی شان ،بسیار ساده و صمیمانه برگذار گردید ، و عاقبت « جهان پهلوان » دست عروسش را گرفت و به خانه برد .
بدین ترتیب تختی تشک کشتی را بوسید و کنار گذاشت .او دیگر مرد خانواده شده بود .در شب عروسی تختی ، خبرنگار اطلاعات هفتگی که آنجا حضور داشت ، از او در باره اینکه آیا باز هم کشتی خواهد گرفت یا نه ،سئوال کرده بود .تختی جواب داده بود :
- نه ،دیگر با کشتی خداحافظی کرده ام . حالا موقع آن رسیده که با زندگی کشتی بگیرم !
تختی همیشه آرزو داشت صاحب یک پسر بشود . وبلاخره هم 9 ماه پس از ازدواج به آرزویش رسید .
در آخرین هفته مرداد ماه گذشته ، زمان وضع حمل « شهلا » فرا رسید و پسر تختی بدنیا آمد . پسر کوچولوی تپل و بامزه ای که بطرز عجیبی شبیه پدرش است .بین مردم شایع شده بود که تختی اسم پسرش را « سهراب » میگذارد .اما بر روی پسر تختی نام بابک نهاده شد .وقتی از تختی پرسیدند :
- چرا اسم پسرت را سهراب نگذاشتی ؟
با همان فروتنی و تواضع خاص خودش جواب داده بود :
- آخر من که رستم نیستم که اسم پسرم را سهراب بگذارم !
تختی که همواره مردی خانواده دوست بود ،بعد از ازدواج و پس از اینکه » بابک » بدنیا آمد ، علاقه اش نسبت به خانوادهاش خیلی خیلی زیادتر و شدیدتر شده بود .
تختی همیشه به اطرافیانش می گفت که دلش میخواهد پسر کوچولویش روزی جای خودش را بگیرد و قهرمان نام آوری از کار درآید .عشق به ورزش که در حقیقت با خون تختی عجین شده بود ،مسلما روزی پسرش را به قله قهرمانی میرساند ...
لیکن ، افسوس که تختی هرگز باین آرزویش نرسید .اکنون پسرش ،پسر کوچولوی قشنگش ،در دنیای کودکانه اش از فاجعه بزرگی که در زندگی اش رخ داده ،بی خبر است .
بابک کوچولو نمیداند که « بابا » مرده ...بابا دیگر نیست .

پایان

اطلاعات هفتگی / شماره 1364 / دیماه 1346

عکسهای از تهران قدیم




عکسهای از تهران قدیم











عکس های تاریخی






امتیاز بدهید