Tuesday, July 29, 2008

گزارش يک روزنامه نگار ايرانی از پاريس

مطلب زیر گزارش یک خانم روزنامه نگار بنام پری اسکندری از پاریس براس مجله زن روز در سال 1352 است .از آنجا که مطلب طولانی است در سه قسمت تقدیم حضورتان می گردد .محتویات این گزارش جالب و در عین حال تکان دهنده است و ما را بیاد وضعیت فعلی برخی از زنان و دختران ایرانی در دوبی و امارات متحده عربی می اندازد .خواندن این مطلب خالی از لطف نیست و علی رغم طولانی بودن بسیار جذاب است .اگر حوصله کردید و افتخار دادید و قلم رنجه نموده در مورد آن نظر دادید که فبهاالمراد.درغیراینصورت صلاح مملکت خویش خسروان دانند .

پاریس ،این شهر فرنگ
دامی خطرناک برای دختران و زنان جوان . (قسمت اول )

*مشهورترین و خوشگل ترین رقاصه پاریس یک دختر 22 ساله ایرانی است که از یک خانواده بسیار مشهور است .

*در یک ماه اخیر سه دخترایرانی در شهرپاریس از فرط اندوه و تنهائی و کسالت دست به خودکشی زدند .

*قصه زندگی دخترانی که از تهران به پاریس آمده اند تا شوهرثروتمند شکارکنند و ثروتمند بشوند .


پاریس بظاهر شهر آزادی ، عشق ، سکس ،و تفریحات عجیب و غریب است .کعبه شوریدگان و دنیاپرستان است .مرکز ادب و هنر و آزادگی است .اما این یک روی سکه است .این ظاهر پاریس است .باطن پاریس غیر از اینهاست .شهری است مثل سایر شهرهای جهان با همه مشکلات ،با همه رنج ها وبا همه نامرادی ها .
وآنچه بیش از همه این شهرفرنگ ،این عروس شهرهای جهان را بدنام و متهم می کند این است که با وسوسه های غیرقابل مقاومت خویش هزاران هزار زن و مرد را از چهارگوشه دنیا بکام خود می کشاند واغلب اوقات قتلگاه آنان می شود .آدمی پس از تجربه کردن لذات گوناگون در پاریس آزاد و بی قید وبند ناگهان تاسر حد استفراغ و دلزدگی به هیچی و پوچی میرسد وبعد حس مردن در او تقویت می شود و دیگر هیچ لذتی در دنیا اورا سیر نمی کند وهیچ خوشی و امیدی برای او باقی نمی ماند .آری ،پاریس به اسم آزادی بیش از حد و اندازه خود جوان ها،خاصه دختران و پسران شرقی را مسموم می کند و گاه آنها را به کام مرگ می کشاند .همین دو ماه پیش بود که « مهرنوش شریعت پناهی » زنی که پس از چهارسال زندگی در پاریس سرانجام از همه چیز خسته و دلزده شده بود در اطاق کوچکی با شلیک یک گلوله بزندگی سراسر سرگردانی و پریشانی اش خاتمه داد .
"مهرنوش "را چهار سال پیش این شهر وسوسه گر اغواکرده یود .او که بدنبال شکست در ازدواج از تهران به پاریس گریخته بود می پنداشت که پریشانی های خود را در این شهر فراموش خواهد کرد . مهرنوش زن هنرمندی بود که بقول خودش روحش توانائی تحمل جسم او را نداشت و ازدواجش در جوانی به شکست انجامیده بود ،از او زنی عصیانگر و بیقرار ساخته بود که فقط پاریس می توانست آن مقدار آزادی و شادی را که او در جستجویش بود به او ببخشد .
اما این شهر اگر از دور دل می برد ازنزدیک آدم را کمکم خسته می کند .مهرنوش که دختر یکی یکدانه خانواده بود دور از پدر و مادر و برادر و دور از تنهاپسرش که پانزده سال از سنش می گذشت به دامان تفریحات شب فرانسه پناه برد .اعتیاد ،عشق آزاد ،سرگردانی ،نوشتن ،نقاشی کردن ودر آرزوهای عبث و بیهوده غرق شدن کار شبانه روزی او بود .نامه هایی که از پسرش به وی میرسید سوزناکترین و غم انگیزترین نامه ها بود.پس از گذشت چهارسال مهرنوش نه تنها نتوانسته بود در پاریس تنهایی هایش را پر کند،بلکه حس دوری از تنهاپسرش که از مفارقت او بی تابی می کرده ،وهزینه زندگی در پاریس ،دلزدگی از تفریحات شبانه ،تنهابودن و در خلا ء گم بودن و گم شدن اورا آنچنان ذله کرده بودکه سرانجام با شلیک گلوله ای به زندگی خود خاتمه داد و در خون خود غلتید .
....هفته پیش مرگ دیگری اتفاق افتاد.پاریس یک سرگشته و خسته دیگر را بلعید .او « فرانک » نام داشت و دختر 26 ساله یک استاد دانشگاه بسیار مشهور ایران است .این دختر گویاعزیزترین عزیزان پدرش بود .فرانک چندسال در پاریس زندگی کرده بود .مدتی به ایران برگشته بود وباز تحمل زندگی در ایران را نتوانسته بود داشته باشد و دوباره برگشته بود پاریس . شهری که آزادی اش ،تفریحش ،بی بند و باری اش بی حد و حساب و تا سرحدمرگ است .
فرانک بدنبال هرچه که به پاریس آمده بود اورا نیافت وخسته و تنها در خانه ای که بوی مرگ می داد شیرگاز را برروی خود باز کرد و جان داد .دختری که هر وقت پای صحبت پدرش می نشستی با غرور می گفت :«فرانک من »وپدر نیز از اساتید خوشنام و دانا و با فرهنگ کشور ماست و یقینا این داغ بر او گران خواهد بود .
.....پاریس برای زنان و دختران جوان یک مسئله شده است .یک عده از ایران آمدند تا بقول خودشان در محیطی پاک و باز و آزاد نفس بکشند.الته این نفس کشیدن ها اغلب شب ها در دخمه های کثیف محله های بدنام پاریس است . جمعی از زنها بدنبال شکار شوهرفرنگی آمده اند چون بقول خودشان شوهرایرانی عیاش ،استثمارگر ،بی ادب و متجاوز است و مرد فرانسوی آداب دان ،خوش برخورد ،وبافرهنگ که به موقع در این باره نیز صحبت خواهیم کرد که صدرحمت به مردهای خودمان !. جمعی از زن های جوان آمده اند تا سرخوردگی ها و دردهای ناشی از شکست ازدواج های نامتناسب را در پاریس جبران کنند .جالب اینکه جمعی از دخترها و زنها به پاریس آمده اند تادر این شهر پولدار بشوند که داستان اینها واقعا شنیدنی است و گویا کسب و کار بعضی شان هم بد نیست !
البته این بازار تا چه وقت در این شهر بی ترحم رونق داشته باشد باخداست .حالا در این رپرتاژ میخواهم برای اولین بار از زندگی زنان جوانی که برای ثروتمند شدن به پاریس آمده اند واز راه کج و بیراهه به مقصود رسیده اند با شما حرف بزنم .
منتظر باشید
پایان قسمت اول


دامی خطرناک برای دختران و زنان جوان (قسمت دوم )


پاریس ،این شهرفرنگ
دامی خطرناک برای دختران و زنان جوان (قسمت دوم )
*مشهورترین رقاصه پاریس
«ناهید» یکی از دخترهای تهرانی است که برای پولدارشدن به پاریس آمده است .دختری خوشگل که ازفامیل بسیارمشهوریست که بعضی از آنها حتی مقامات اداری مهمی دارند .
ناهید دختریست بسیارزیبا ،بالبهای هوس انگیز برگشته ،چشمانی اغواگر و پیشانی بلند. اندامش معرکه است .البته فکرنکنیدکه در اینجا اورا به اسم ایرانی اش می شناسند.نخیر.ناهید که در کاباره اسب وحشی crazy horse که مشهورترین و گران ترین کلوپ شبانه پاریس (وحتی دنیاست )یک ستاره درجه اول است.
که زیبارویان چهارگوشه دنیا تاکنون نتوانسته اند جای اورا در این «نایت کلاب »بگیرند.این دختر را به اسم " استلا "می شناسند.وقتی گوینده برنامه ها اعلام می کندکه «استلا» بیایدتا برنامه مشهور خود را که " استریپ تیز "باشد اجراکند ،محیط کاباره غلغله می شود .اسم این برنامه " تو میخوای یا نمیخوای "است و وقتی ناهید این دختر خوشگل ایرانی برنامه خود را اجرا می کند نفس در سینه صدها مرد که از مشهورترین و پولدارترین مردان جهان هستند،حبس می شود .
میگویند هیچکس مثل این دختر نمی تواند اینگونه هوس انگیز استریپ تیز کند .« ناهید » از این راه یعنی نمایش دادن تن و بدن برهنه خود ثروت زیادی اندوخته است و می گوید از این کار خوشش می آید. در ایران نمی تواند از این راه زندگی کند وچون جایی برای عرضه هنرش ندارد و چون از خانواده خیلی مشهوریست به ملاحظه موقعیت آنها دوست ندارد که کسی با او مصاحبه کند وعکس و خبر از زندگی او تهیه نماید .
ناهید که تا حالا یک تاز معرکه است ودرکلوپی که یک گیلاس مشروب را در آن 350 تومان می فروشند ستاره درجه اول است وهیچ رقیبی هم برای خود نمی شناسد.ملاحظه می کنید که ایرانی اگر بخواهد و بتواند حتی در استریپ تیز می تواند در دنیا اول شود !هیچکس باوزنمی کند گه این رقاصه مشهور پاریس در خیابان امیریه تهران بدنیا آمده وتا 16 سالگی در دبیرستان انوشیروان دادگر درس می خوانده است وهرروز راننده و نوکری اورا به مدرسه می برده و می آورده است .آری این رقاصه گران قیمت که هرشب قریب 3 هزار تومان –ودرهرماه قریب 100 هزارتومان درآمد دارد یک دختر ایرانی است که برای شکارثروت به پاریس آمده و موفق هم شده است –اما خدا خودش به این دختر زیبا و کج خیال رحم کند زیرا هیچ زن تن فروش و خودفروشی درتاریخ عالم ، هرقدر که به شهرت و ثروت رسیده باشد ،باز خوشبخت و خوش عاقبت نشده است .
*دختری که گم شد
«طناز»یکروز با پدرش قهرکرده ،پاسپورت آماده که همیشه داشته ،رفته بلیت خریده ،سوار هواپیماشده و آمده است پاریس .
پدرش ...آمدپاریس و به هر دری زد و ازهرقدرتی برای یافتن دخترش استفاده کرد.باجیب پرپول آمد تا که اگر دخترش دوست دارد در پاریس زندگی کند برایش یک اتومبیل ویک آپارتمان بخرد اماهیچکس خبری از دخترش به او نداد ...بعداز دوماه طناز پیدایش می شود اما آنکسی که اورا پیداکرده نمیداند چطور به پدر دختر خبر بدهد که او را از کجا پیداکرده است .طناز را در یکی از فاحشه خانه های مشهور پاریس پیدامیکنند که شب و روز مشغول پذیرایی از مشتری های پولدار است .
او در جواب اینکه چرا اینکار را می کنی میگوید:«درتهران هرچه خواستم بدست آوردم .درتهران که بودم اگر ستاره آسمان هم بودم پدم برای من فراهم می کرد .مرالوس و ازخودراضی بارآوردند .معنی تلخی را هرگزنچشیده ام .از مردهای ایرانی هم بدم میامد .هیچکدام راه و رسم محبت کردن به زن را بلد نبودند .حال آدم را بهم میزدند.پدرو دائم به من فشار می آورد تا با یکی از چند خواستگار پولداری که داشتم ازدواج کنم و من از شکل همه آنها بیزار بودم .
میدانستم که خوشگلم و دلم میخواست این زیبائی رابه تماشا بکذارم آمدم پاریس و...تاامروز همه چیز برای من جالب و غافلگیرکننده بوده است .درحالیکه حالا در دنیا هیچ جیز ندارم جزلذت جسمانی ،آنهم تا کی طول بکشد با خداست .قرص خواب همیشه در دسترس من هست .هروقت خسته شدم خودم را می کشم !.
بیچاره طناز عقده خودآزاری دارد .او میداند فاحشگی ننگ و رسوائی دارد .او میداند حرفه ای را پیشه کرده که کثیف ترین حرفه عالم است ولی مثل اینکه میخواهد با تحمل این ننگ از کسی شاید از پدرش که مادر اورا طلاق داده –انتقام بگیرد!
*دربدر به دنبال شکار شوهرپولدار
« نازی »که سی و دو سال دارد ،پنج سال است که در پاریس است .شوهرنکرده است .نامزد نکرده است و وقتی یکساعت با او حرف میزنی میبینی که این دختر زیبای سی و دو ساله که دیگر وقت شوهرکردنش دیرشده گرفتار وسوسه «شوهر فرنگی »است .آنهم از نوع پاریسی اش و همین وسوسه سبب شده پنج سال در این شهرشلوغ پرسه بزند ودربدر به دنبال یک شوهر پولدار پاریسی له له بزند !از او میپرسم
توی پاریس چیکار می کنی ؟
پایان قسمت دوم
یک توضیح :در قسمت اول اشاره کردم به این موضوع که وضعیت زنانی که در این گزارشات ذکری از آنها رفته ،شبیه برخی زنان و دختران ایرانی در کشور دوبی است .ولی بعد دیدم فضیه فرق می کند آن زمان ها از فرط شکم سیری برخی زنان و دختران به چنین روش هایی روی می آوردند ،در حالیکه امروزه بخاطر فرار از فقر و تنگدستی دست به چنین اعمالی میزنند .راستی که روزگار چه بازی هایی دارد و...
دراین گزارش از زبان زنی آمده بود که مردهای ایرانی راه و رسم محبت کردن را بلد نیستند ،این حرف را از زبان خیلی از زنها شنیده ام و خواستم سئوال کنم آیا واقعا اینطوری است .اگر حوصله دارید شما هم در این بحث شرکت نموده راجع به این موضوع اظهار نظر نمایید .

کلیه نسخه های فیلم " آخرین تانگو در پاریس " سوزانده می شود .!


گوشه هایی از گزارش خبرنگار مجله ستاره سینما از رم
کلیه نسخه های فیلم " آخرین تانگو در پاریس " سوزانده می شود .!
آخرین تانگو " هنوز هم جنجال آفرین است .فیلمی که در سراسر نقاط جهان جنجال بپاکرد. و میلیون ها نفر از مردم متعصب در اقصی نقاط دنیا برتولوچی سازنده آن را تکفیر نمودند .حتی کار بجایی رسید که از واتیکان تقاضاشد رسما برتولوچی را از جامعه کاتولیک ها طرد نمایند .
...براندو در یک پلان از آخرین تانگو در پاریس در کنار پیاده رو با "ماریا اشنایدر " هم آغوش می شود واین به عقیده منقد معروف مجله سینمائی مووی لایف کاری است که فقط از سگهای ولگرد در گوشه کنار خیابان ها میتوان انتظار داشت .
یک دادگاه قضایی رم دستور داده است کلیه نسخه های فیلم "آخرین تانگو در پاریس " که از ساخته های برناردو برتولوچی "فیلمساز معروف ایتالیایی می باشد سوزانیده شود و همراه با نگاتیوهای آن ازبین برود !
برناردو برتولوچی گفته است ...گفته است تصمیم دارد از "جیووانی لئونه " رییس جمهور رسما تقاضای بخشودگی نماید.
برناردو برتولوچی در نامه ای که به ریس جمهور ایتالیا نوشته است .تقاضاکرده که در صورت عدم بخشودگی وعفوفیلم وی از سوزانیدن ، بنا به رای دادگاه عالی رم ترجیع میدهد که فیلم وی در میدان مرکزی رم در محلی که در سال 1600 «جیاردو نوبروئو» فیلسوف مشهور ایتالیایی سوزانده شد به شعله های آتش سپرده شود .
برناردو برتولوچی ....اعلام داشته است که رای دادگاه مبنی برسوزانیدن فیلم وی منصفانه نمی باشد زیرا خود هیئت منصفه و ریس دادگاه از علاقمندان پر و پا قرص فیلم وی بوده و تا بحال چندین بار فیلم او را دیده و لذت برده اند !.
به نقل از مجله "ستاره سینما "/شماره 131 /فروردین ماه 1355

سکس ،چاشنی فیلم فارسی !


قسمت آخر
ازهنرپیشگانی که جنجال و مصاحبه هائی در اطراف خود براه انداختند وبه نحو چشمگیری از سکس آنها در فیلمها استفاده گردید باید از « نوری کسرائی » هنرپیشه فیلم "رضا موتوری "و "زری خوشکام " که البته هنوز فیلمی از او بنمایش در نیامده ولی عکس های سکسی او زینت بخش مطبوعات شده است نام برد .« خوشکام » دارای هیکل یکدستی است که با هیچکدام از استاندارد های سکس قدیم سینمای ایران و سینمای جدید آن جور در نمی آید .
در جوار این هنرمندان به سرقفلی دائمی فیلم های فارسی « ثریا بهشتی »بر می خوریم که طرفداران زیادی مخصوصا در شهرستان ها دارد ،که بهرحال اورا « سکس ایرونی پسند» می نامند .
یکی دیگر از ستارگانی که با فیلمهای تبلیغاتی وارد سینما گردید و هم اکنون یکی از چهره های سرشناس سینمای ایران بحساب می آید« سارا » است .
سارا که اغلب در فیلم های سکسی ظاهر می گردد در زندگی خصوصی و اجتماعی ،آنقدر سر به زیر است که آدم باور نمی کند او همان دختر شیطان فیلمهای سکسی است .
و اینهم چند ابراز عقیده جالب از چند هنرمند معروف در مورد سکس موجود در سینمای ایران که امیدوارم بپسندید :
*منوچهر وثوق : من با این نوع ارائه سکس در سینما مخالفم ،چون غیر از اشخاص بخصوص کسی دیگر آنرا نمی پسندد ،باید مردم را آماده کرد تا از یک حالت طبیعی و زیبای سکسی خوششان بیاید .
*پوری بنائی : سکس برای فیلم واجب است ولی نه با این فرم زننده ،سکس باید ظریف و قشنگ باشد .
*فروزان : سکس بازی کردنی نیست ،باید تو وجود آدم باشد .
*ایرج رستمی : شما هر کارگردانی را که مثال بیاورید مقداری سکس چاشنی فیلم خود کرده ،حال ممکن است این سکس با حرکات و لوندی بخصوصی باشد ویا صرفا نشان دادن اندامی زیبا در فیلم که می تواند یک کار هنری باشد مثل فیلم « دیروز ، امروز ، فزدا » اثر " دسیکا "..زیباترین صحنه آن نیز استریپ تیز « سوفیا لورن »است .
*فرانک : سکس مثل حادثه و عشق و هیجان برای فیلم لازم است .
*متوسلانی : سکس باید در فیلم باشد ولی باید رعایت حد اعتدال راهم در آن کرد .
*داریوش طلائی : در این مورد من فکر می کنم مردم ما کمبود احساس میکنند و این را میشود با فیلم جبران کرد .
*عارف : سکس در همه فیلمهای دنیا رایج است والبته نمک فیلم ولی در مملکت ما در نشان دادن آن مبالغه می کنند .
*وحدت : سکس ،فلفل ،زردچوبه ،نمک و خردل فیلمهاست .
*مرجان : من با این نوع سکس های رایج در سینما مخالفم .
پایان .

سکس ،چاشنی فیلم فارسی ! (قسمت اول )



ازقول « مریلین مونرو » منقول است که گفته است :«سکس چاشنی همه چیزهای زندگی است ،بخصوص سینما،واگر زندگی و سینما ازاین چاشنی خالی باشد چیز بی مزه و خالی از لطفی می شود »
این جملات قصار مونرو ،در مورد سینما واقعا مصداق پیدا می کند .چه اگر این غذای روح با سکس آمیخته نبود ،تابحال باید فاتحه سینما در دنیا خوانده شده بود .سینماگران امروز ما هرچند به این امر وقوف کامل دارند ، ولی در بعضی موارد بحدی در این راه دست و دلبازی بخرج میدهند که باعث می گردد فیلم آنها در حد آثار مبتذل و فیلم های زیرزمینی اروپا گردد .
درمیان فیلمهای اروپایی و امریکایی که وارد ایران می گردد ،در 90 درصد آن ها سکس نقش عمده ای دارد ،و در میان آثار سکسی سینمای ایران صددرصد روی این موضوع تکیه می شود .درغیر اینصورت حتی پرده ای برای نمایش به آن داده نمی شود و صاحبان سینماهای شهرستان ها هم راضی به نمایش آن نیستند .
نمایش دادن اندام هنرمندان در فیلم ها خیلی محتاطانه درایران شروع گردید .اولین بار « مهین معاون زاده »با بی پروایی تمام در فیلم " هفده روز به اعدام " اندام خود را به رخ تماشاچیان کشید که البته با کلی سرو صدا از طرف مطبوعات و سینما روبرو گردیدوتا مدتها بحث محافل سینمائی بود ولی ،بهرحال ،راهی برای کشیدن مردم به سالن سینما به دست تهیه کنندگان داد .

مجله اطلاعات بانوان ،شماره 725

امتیاز بدهید